تبليغاتX
يك وجب اكنون
مستی

در سماع انتظار از هر دري بيرون زدم
در طريق يار اين دل آتش زدم
محتسب اندر خرابات از پي مستان رود
خود نداند از پی مستان به جز مستی نباشد هیچ راه

ن .ق      بهمن   ۱۳۸۵

+ aknoon@