تبليغاتX
يك وجب اكنون
عید تو

هر صبح

اسماعیل می شوم زیر تیغ ابراهیم نگاهت

و تو می گویی عید است

پیچیده بر ساتن سبز مغز پسته ای

بانوی من

.

نقطه

+ aknoon@